ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
90
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
او وزير خود ، مؤيد ابو غالب بن عبد الخالق بن عبد الرزاق را در آن جا به وزارت منصوب ساخت و همهء اميران و سپاهيان فرمان او را گردن نهادند . عز الدين مسعود به خدمت سلطان محمود سلجوقى نيز رسيد و مراتب اطاعت خود را به عرض رساند . سلطان محمود نيز او را بنواخت و خرسند باز گرداند . بدين قرار ، عز الدين مسعود ، جانشين پدر گرديد . و از مردم شهرهايى كه در قلمرو حكومت پدرش بودند ، هيچ كس با وى به مخالفت برنخاست . وقتى بحث دربارهء احوال باطنيان و تحقيق از وضع آنان پيش آمد ، گفتند آنها با كفش دوزى كه در خيابان ايلياست ، سر و كار دارند . كفشدوز را خواستند و به او وعده دادند كه چنانچه اقرار كند ، پاداش خواهد يافت . ولى او به هيچ وجه اقرار نكرد . تهديدش كردند كه اگر از اقرار به آنچه مىداند خوددارى كند كشته خواهد شد . گفت : « هم مسلكان من از سالها پيش به اين جا مىآمدند كه امير آقسنقر را به قتل رسانند ، ولى نمىتوانستند ، تا امسال كه بالاخره در اجراى نقشهء خود توفيق يافتند . » دست و پا و آلت رجوليت او را بريدند و سنگسارش كردند تا در گذشت . از شگفتىها اينكه پيش از رسيدن خبر كشته شدن برسقى از موصل به عز الدين مسعود ، فرمانرواى انطاكيه - كه يك فرنگى به شمار مىرفت ، اين موضوع را به اطلاع او رسانده بود . از اين جا معلوم مىشود كه فرنگيان به علت توجه زياد به آشنائى با احوال مسلمانان ، خيلى زودتر آن خبر را شنيده بودند .